هوش شنوا|داستان های کوتاه،پندآموز و داستان های صوتی

هوش شنوا

هوش شنوا مرجعی از داستان های کوتاه،پند آموز،کودکانه و دارای داستان های صوتی

دنبال چی میگردی؟ دنبال چی میگردی؟
تمامی حقوق برای سایت هوش شنوا محفوظ است،2019-2040 ©
داستان یاد گرفتن زبان حیوانات توسط یک شخص
داستان یاد گرفتن زبان حیوانات توسط یک شخص

مردی به پیامبر خدا، حضرت سلیمان، مراجعه کرد و گفت:

ای پیامبر میخواهم به من زبان یکی از حیوانات را یاد دهی.

سلیمان گفت: تحمل آن را نداری.

اما مرد اصرار کرد.

سلیمان پرسید: کدام زبان؟

جواب داد: زبان گربه ها!

سلیمان در گوش او دمید 

و عملا زبان گربه ها را آموخت....


روزی دید دو گربه با هم سخن میگفتند.

یکی گفت: غذایی نداری که دارم از گرسنگی میمیرم!

دومی گفت: نه، اما در این خانه خروسی هست که فردا میمیرد،

آنگاه آن را میخوریم.

مرد شنید و گفت: به خدا نمیگذارم خروسم را بخورید،

آنرا فروخت!

گربه آمد و از دیگری پرسید: آیا خروس مرد؟ گفت نه،

صاحبش فروختش، اما گوسفند نر آنها خواهد مرد و آن را خواهیم خورد.

صاحب منزل باز هم شنید و رفت گوسفند را فروخت.

گربه گرسنه آمد و پرسید آیا گوسفند مرد؟

گفت : نه! صاحبش آن را فروخت.

اما صاحبخانه خواهد مُرد و غذایی برای تسلی دهندگان خواهند گذاشت و ما هم از آن میخوریم!

مرد شنید و به شدت برآشفت.

نزد پیامبر رفت و گفت گربه ها میگویند امروز خواهم مرد!

خواهش میکنم کاری بکن !

پیامبر پاسخ داد:

خداوند خروس را فدای تو کرد اما آنرا فروختی، سپس گوسفند را فدای تو کرد آن را هم فروختی، پس خود را برای وصیت و کفن و دفن آماده کن! 


حکمت این داستان :

خداوند الطاف مخفی دارد،

ما انسانها آن را درک نمی کنیم.

او بلا را از ما دور میکند ،

و ما با نادانی خود آن را باز پس میخوانیم...!!


#داستان یاد گرفتن زبان حیوانات توسط یک شخص


ارسال شده در:
2021-07-10



مطالب مرتبط
دو همسایه بودند که همیشه با هم نزاع و دعوا داشتند
2020-10-28 00:01:11

در روزگاران قدیم دو همسایه بودند که همیشه با هم نزاع و دعوا داشتند. یک روز با هم قرار گذاشتند که...

ادمین
مردی ساده چوپان شخصی ثروتمند بود
2021-07-09 23:58:12

🌸برکت درروزی حلال🌸

مردی ساده چوپان شخصی ثروتمند بود

 و هر روز در مقابل چوپانی اش...

ادمین
وقتی بچه بودیم مادرم یک عادت قشنگ داشت
2021-02-07 20:10:03

وقتی توی آشپزخانه غذا می پخت برای خودش
یواشکی یک پرتقال چهار قاچ می کرد و میخورد. من و خواهرم...

ادمین
بعد از مقاومت محمد کریم
2021-07-29 23:58:08

بعد از مقاومت محمد کریم در مقابل فرانسوی‌ها در مصر و شکست او، قرار بر اعدامش شد، که ناپلئون او را...

ادمین
گریه جبرئیل
2020-09-30 08:51:52

گویند جبرئیل امین نزد یوسف پیامبر بود، جوانی از آنجا می گذشت...؛

جبرئیل گفت این جوان را می...

ادمین
معلم مدرسه‌ای زیبا و با اخلاق که هنوز ازدواج نکرده بود
2020-02-18 09:08:54

معلم مدرسه‌ای با اینکه ﺯﯾﺒﺎ ﻭ ﺍﺧﻼﻕ خوبی داشت هنوز ازدواج نکرده بود. ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯﺍﻧﺶ ﮐﻨﺠﮑﺎﻭ ﺷﺪند ﻭ ﺍﺯ...

ادمین
اطلاعات
ادمین: یه عاشق قصه یه دیونه نویسندگی و غرق در نوشتار و نوشتار