هوش شنوا|داستان های کوتاه،پندآموز و داستان های صوتی

هوش شنوا

هوش شنوا مرجعی از داستان های کوتاه،پند آموز،کودکانه و دارای داستان های صوتی

دنبال چی میگردی؟ دنبال چی میگردی؟
تمامی حقوق برای سایت هوش شنوا محفوظ است،2019-2040 ©
گريه کرديم دو تا شعله ی خاموش شده
گريه کرديم دو تا شعله ی خاموش شده

گريه کرديم ...دو تا شعله ی خاموش شده

گريه کرديم...دو آهنگ فراموش شده


پر کشيديدم، بدون پرِ زخمي با هم

عشق بازيِ دوتا کفتر زخمی با هم


مرگ پشت سرمان بود، نمی دانستيم

بوسه ی آخرمان بود، نمی دانستيم...


زندگی حسرت يک شادی معمولی بود

زندگی چرخش تنهايی و بی پولی بود


زخم،سهم تن مان بود...نمی ترسيديم

زندگی دشمن مان بود، نمی ترسيديم


شعر من مزّه ی خاکستر و الکل می داد

شعر، من را وسط زندگی ات هل می داد


شعر من بين تن زخمی مان پل می شد

بيت اول گره روسری ات شُل می شد


بيت تا بيت فقط فاصله کم می کردی

شعر می خواندم و محکم بغلم می کردي...


پيِ تاراندن غم های جديدم بودی

نگران من و موهای سپيدم بودی


نگران بودی، يک مصرع غمگين بشوم

زندگی لج کند و پيرتر از اين بشوم


نگران بودی اندوه تو خاکم بکند

نگران بودی سيگار هلاکم بکند


نگران بودی اين فرصت ِ کم را بُکُشم

نگران بودی يک روز خودم را بُکُشم


آه...بدرود گل يخ زده ی بی کس من

آه بدرود زن کوچک دلواپس من ...


بغلم کن غمِ در زخم، شناور شده ام

بغلم کن گل بی طاقت پرپر شده ام


بغلم کن که جهان کوچک و غمگين نشود

بغلم کن که خدا دورتر ازاين نشود


مرگ را آخر هر قافيه تمرين نکنم

مردم شهر تو را ،بعد ِ تو نفرين نکنم

.


کاش اين نعش به تقدير خودش تن بدهد

کاش اين شعر به من جرات مردن بدهد...


.

.

.

#حامد_ابراهیم_پور 

#شعر

#عاشقانه 


ارسال شده در:
2021-04-01



اطلاعات
ادمین: یه عاشق قصه یه دیونه نویسندگی و غرق در نوشتار و نوشتار