هوش شنوا|داستان های کوتاه،پندآموز و داستان های صوتی

هوش شنوا

هوش شنوا مرجعی از داستان های کوتاه،پند آموز،کودکانه و دارای داستان های صوتی

دنبال چی میگردی؟ دنبال چی میگردی؟
تمامی حقوق برای سایت هوش شنوا محفوظ است،2019-2040 ©
حکایت فرد گل خور
حکایت فرد گل خور

فردی عادت داشت که #گل و خاک بخورد و وقتی چشمش به گِل می افتاد، اراده اش سست می شد و شروع به خوردن آن می کرد. روزی مرد برای خریدن قند به دکان عطاری رفت. عطار در دکان سنگِ ترازو نداشت و از گِل سرشوی برای وزن کشی استفاده می کرد. 


عطار به مرد گفت: من از گِل به عنوان سنگِ ترازو استفاده می کنم. برای تو مشکلی نیست؟ 


مرد گفت: «من قند می خواهم و برایم فرق نمی کند از چه چیزی برای وزن کشی استفاده کنی.» در همین هنگام مرد در دل خود می گفت: «چه بهتر از این! سنگ به چه دردی می خورد برای من گِل از #طلا با ارزش تر است. اگر سنگ نداری و گِل به جای آن می گذاری باعث خوشحالی من است.» 


عطار به جای سنگ در یک کفه ی ترازو، گِل گذاشت و برای شکستن قند به انتهای مغازه رفت. در همین اثنا، مرد گِل خوار دزدکی شروع به خوردن از گِلی که در کفه ی ترازو بود کرد. او تند تند می خورد و می ترسید مبادا عطار متوجه ماجرا شود. 



عطار زیرچشمی متوجه ی گل خوردن مشتری شد ولی به روی خودش نیاورد. بلکه به بهانه پیدا کردن تیشه قند شکن، خود را معطل می کرد. در همین عطار هم در دل خودش می گفت: «ای بیچاره! تا می توانی از آن گل بخور. چون هر چقدر از آن می دزدی در واقع از خودت می دزدی! تو بخاطر حماقتت می ترسی که من متوجه دزدیت بشوم. در حالیکه من از این می ترسم که تو کمتر گل بخوری! تا می توانی گل بخور. تو فکر می کنی من احمق هستم؟ نه! این طور نیست. بلکه هنگامی که در پایان کار، مقدار قندت را دیدی، خواهی فهمید که چه کسی احمق و چه کسی عاقل است!» 



منبع : #مثنوی_معنوی، دفتر چهارم 


پی نوشت :در این حکایت منظور از گل، مال دنیا است و قند بهای واقعی زندگی آدمی است. یعنی آدمی ندانسته برای کسب مال دنیا، چیزهای با ارزش زندگی خود را به آسانی از دست می دهد.



ارسال شده در:
2020-01-09



مطالب مرتبط
داستان حضرت خضر(ع)
2020-04-09 06:35:50

در قرآن مجيد به صراحت نامى از حضرت خضر نيامده، ولى طبق روايات متعدد، منظور از آيه 65 سوره كهف (كه...

ادمین
داستان موری
2020-04-18 05:12:10

روزی روزگاری مردی بود به اسم موری. مرد بخصوصی که لباسش حسابی مرتب بود. البته كلاهش كمی كهنه و رنگ...

ادمین
داستان خر من از کره‌ گی دُم نداشت|قاضی|حکایت
2020-02-27 04:05:47

مردی خري ديدکه درگل گیرکرده بود و صاحب خر ازبيرون كشيدن آن خسته شده بود. براي كمک كردن دُم خر راگ...

ادمین
بلا‌های عجیبی که نتوانست فرعون و قومش را از خواب بیدار کند
2020-03-01 11:23:57

#بلا‌های_عجیبی که نتوانست فرعون و قومش را از خواب بیدار کند...

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ ا...

ادمین
جاشوا بل داستان فوق العاده
2019-11-09 05:04:10

در یکی از روزهای سرد ماه ژانویه و در یکی از محلات فقیر نشین در شهر واشنگتن دی سی، صبح زود مردم آن...

علیرضا دوست پور
نصوح مردى بود شبیه زنها
2019-12-13 07:00:36

مردی که سالیان سال همه را فریب داده بود نصوح نام داشت. نصوح مردى بود شبیه زنها ،صدایش نازک بود صو...

ادمین
اطلاعات
ادمین: یه عاشق قصه یه دیونه نویسندگی و غرق در نوشتار و نوشتار
b3a28c53